تبليغاتX
هر چی فکر کنی هست !!!
عکس های جالب , اس ام اس , فال روزانه , فیلم , نرم افزار , آهنگ و فول آلبوم ایرانی و خارجی ..
سلام

يادم نميره بابا بزرگم سنش خيلي زياده و يك گاراژ صافكاري داره با دستهاي خشكي كه هر وقت دست ميدم ياد سوهان آهني ميفتم.

دم انتخابات بود كه مغازش رو پر از عكس آقاي احمدي نژاد كرده بود و من به بهانه جواني و طرفداري خودم از آقاي موسوي باهاش يحث ميكردم

آخه بابا بزرگ چرا اين كار رو ميكني بابا بزرگ ميگفت : آدم خوبي هست هواي مردم رو داره

من : اينجوري نيست مناظره رو ديدي ...... و حرفهاي خاله زنكي اون دوران

ديروز ميخواستم برم باشگاه تازه از دانشگاه اومده بودم گفتم ناهار بيرون نخورم و برم خونشون يك سري هم زده باشد

رفتم و سفره رنگين مامان بزرگ باز شد نشستيم سه نفري پاي سفره اخبار ساعت ۱۴ بود كه داشت پخش مي شد كه تيتر خبر خبري از آقاي احمدي نژاد بود يهو ديدم بابا بزرگم گفت خدا لعنـ .... و چند تا چيز ديگه

يهو رنگ از رخسارم پريد گفتم بابا بزرگ ميگه تو طرفداريش نبودي

گفت : ملت رو بد بخت كرده خدا بگم چيكارش كنم

بابا بزرگ من بچه نبود و بار اولش نبود كه راي ميداد او يك آدم دنيا ديده بود و ميدونست چي به چي هست

در كل زياد اهل اين چرنديات ولي خوب بگم كه از نگفتم بهتر است

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم آذر 1388ساعت   توسط محمد  |